تبلیغات
شلیک
 
شلیک
وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ
درباره وبلاگ


شلیک، وبلاگ سروده‌ها و نوشته‌های صفیه رضایی،خبرنگار و نویسنده مجموعه شعر رویای عشق است.برداشت از مطالب بدون ذکر نام و وبلاگ قطعا باعث کدورت است.

مدیر وبلاگ : صفیه رضایی
نویسندگان
سه شنبه 23 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

به زمین خوردن من سیر بخند ای دلقک


که دگر حوصله اشک ندارم هرگز


خنده بر لب بنشانم که بگوییم شاید


زندگی طاقت و یک جرعه شهامت خواهد


تو که دلقک شده ای و سیر بخندی بر من


تو چه دانی ز غم و حال خراب من، تو!


شده ام ملعبه دست چنین نامردان


که مرا از پی خود سیر چه خندان کردند


زین پس ای دوست! مرا بی کس و گریان کردند


تو چه دانی ز همه عشق که یکجا کردم


و چنین کینه که آتش زده بر سر خرمن عشق


حال من نیک ندانی که چه رسوا گشتم


طاقت غصه و اندوه ندارم، هرگز


تو بخند تا همه مردم شهر بدانند این بار


زتو دلقک ترم این بار در این دنیایم





نوع مطلب :
برچسب ها : همینجوری نوشت،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

شب به تنهایی من راه ندارد، هرگز


دل به زیبایی تو،نه ! ننازد، هرگز


بیخود از فاصله ها باز نگو خسته منم


دل دگر بازی عشقت نبازد، هرگز





نوع مطلب :
برچسب ها : دوبیتی،
لینک های مرتبط :
شنبه 20 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

گاهی فکر می کنی واژه ها چقدر تکراری شده اند. صبح از خواب بیدار شوی و به همه سلام می کنی. مادر، پدر، خواهر و برادر؛ فکر می کنی چقدر تکراری شده این کلمات... سر کار می روی و باز هم فکر می کنی چقدر تکراری است روزمرگی هایی از جنس سلام دادن و احوال پرسی کردن ؛ شب در خانه و باز سلام و احوال پرسی های همیشگی.... آخر ما آدمها فکر می کنیم که اینها همه تکراری اند...

و اما نمی دانی چه زجری دارد که صبح از خواب بیدار شوی مادری نباشد، پدری نباشد، خواهری و نه برادری؛ تنهایی محض؛ دوستانی نباشد از جنس تو و محبت و چقدر دلت برای همه روزمرگی ها تنگ می شود گاهی...

دلم تنگ می شود برای شنیدنت یک بار

که بگویی کجاست دخترم دختر بابا

دلم تنگ می شود برای شنیدنت یکبار

یک بگویی کجاست کجاست دختر مامان

دلم تنگ می شود برای تمام آن دوران

 که تو بودی و من و همه آن یاران





نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

شکستی قلب من را تو شکستی


 در این خانه را محکم تو بستی


پریشان کردی این تنهاترین را


 بترس از کار خود آخر تو پستی





نوع مطلب :
برچسب ها : دو بیتی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

از یاد ببر خاطر دیوانه من را


از یاد ببر چهره بیگانه من را


از یاد ببر حسرت شب های سیاهم


از یاد ببر خانه و کاشانه من را


از یاد ببر  سیل خروشان دو دیده


از یاد ببر لعبت میخانه من را


از یاد ببر مستی چشمان دلم را


از یاد ببر عشق ریحانه من را


از یاد ببر یاد من و خاطر اندوه


از یاد ببر یاد من و خانه من را




نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 شهریور 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی
حالا می فهمم چرا ته فنجان حادثه خبری از تو نبود؛ حالا معنی نگاه های ناباورانه رویا را می فهمم؛ تو نبودی، نمی ماندی، فقط آمده بودی تا مرا در میان نخواستن ها و ندیدن هایم طعنه بزنی و بس و اینگونه تمامم را در ماجرایی پوچ بکشانی... حال معنی تلخی قهوه غروب جمعه را درک می کنم...



نوع مطلب :
برچسب ها : روز نوشت،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

چه فرقی می کند هجران در این ایام ناشادی


در این زندان بی روحی که تو بر جان من دادی


چه فرقی می کند امید در این تشبیه نومیدی


نگه کن زندگی من، کنون ویران شد آبادی





نوع مطلب :
برچسب ها : دوبیتی، کانال تلگرام،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی
سهم من از بودن ها، رفتن هایی است که بی محابا تیشه بر ریشه افکارم می زنند. گاهی جنگ فقط برای پیروزی نیست، گاهی برای این است که می دانیم هیچ گاه پیروز نمی شویم... گاهی جنگ از سر لجبازی است...گاهی جنگ فقط به اسم پیروزی است...چه رفتن هایی که هیچ گاه به ماندن ختم نمی شود و چه خواستن هایی که هیچ گاه رنگ تمایل نمی گیرد...لعنت به تمامی تناقض های سرنوشت




نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته، کانال تلگرام،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

خوش به حال درختان کوچک، وقتی پراکنده باشند باغبان با طنابی به هم نزدیکشان می کند.به هم که وصل می شوند تکیه گاه کوچکی و تنهایی هم می شوند... اما امان از وقتی که قد بکشند و بزرگ شوند باید سایه سر نهال های دیگر شوند...سرشان بالا است و تنها و تنها پناهشان آسمان است....ای کاش باغبان فکر می کرد که درختان بزرگ را هم گاهی با طناب مثال نهال ها به هم وصل کند تا برای لحظه ای تکیه گاه هم شوند... آری ما آدمها غصه درخت ها را سال‌هاست قصه خود میدانیم.





نوع مطلب :
برچسب ها : دلنوشته،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

له شدم زیر سکوت ابدی، باور کن


راضی ام لب بزنی حرف بدی، باور کن


بشمارم نفس گرم تو را در لحظه


ده قدم مانده تو اکنون نودی، باورکن





نوع مطلب :
برچسب ها : دوبیتی، کانال تلگرام،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

آری که عشق ساعت و زمان نمی خواهد


حسی عجیب که پیر و جوان نمی خواهد


محدود مکن ساعت عشقت به حرفی خام


کین دردی است که لاجرم درمان نمی خواهد





نوع مطلب :
برچسب ها : دو بیتی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

ثانیه های بی منت چگونه می گذرد امشب، مکث می کنی یا بر روی خاطرات همیشگی مان خانه فراموشی می سازی، اخم می کنی به هیاهوی جغد نیمه شب آن حیاط دلمرده یا که خنده می زنی به آن آفتابگردان گوشه باغچه، بگو راحت... ثانیه های بی من چگونه است؟ رنگی و ملتهب یا بی رنگ و سرد، آه که آمدن ها و شدن ها هیچ گاه به اندازه نبودن ها و رفتن ها پرمعنا نیست، چقدر دلم می خواهد زل بزنم به آن دو چشمان سیاه و از نخواستن هایم ترانه ها سازم...بگو آخر ساعت به صفر رسید و تو از ثانیه های بی من نگفتی... بگو تا ابدیت نرسیده و خدا چیزی نگفته... بگو ذوب شدند این همه زمان در زمان ها و تو باز نگفتی بی من حالت چطور است؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها : کانال تلگرام، گفتگوهای تنهایی،
لینک های مرتبط :
جمعه 25 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

می نشینم لب یک جوی پر از کودکی و تنهایی

دلکم مست ز اندوه زمان رفته

می پرم در دل جوی و خنکای این جوی

کند هر حس مرا عاشق ایام قدیم

دل بابا و سر عشق و همه بی تابی

نکند خشک شود جوی تنهایی من

نکند راه شود تیره ز غم ها افسوس

صد هزاران شده که خشک شده جوی خدا

لعنتم بر دل خورشید ستمگر اینبار

که مرا سوخت دگر سوخت خدا سوخت دلم از غصه

جوی من تیره شده ، آه شده هر نفسم

خشکسالی زمان است همه زندگی ام

و کجا رفت همه جوی و همه کودکی ام

کو‌کجا رفت دل تنگ پر از بی کسی ام

آه بابا تو بگو آه بگو جوی کجاست؟





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر نو، دلنوشته،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

روزی تمام می شود این تردیدهای من


صد آه بی بهانه و تشدیدهای من


روزی تو خواهی آمد و پناهم دهی


پایان دهی به همه تهدیدهای من





نوع مطلب :
برچسب ها : دوبیتی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 تیر 1395 :: نویسنده : صفیه رضایی

یک.... دو... سه...زنگ تفریح من و تنهایی


چهار... پنج... شش ... اوج آرامش و بس شیدایی


هفت سنگ چیده ام از حسرت فردا، امروز


هشت و نه پیش هم و ده غزل رسوایی





نوع مطلب :
برچسب ها : دو بیتی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 14 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
www.shereno.com